جلال الدين الرومي

3

مجالس سبعه مولانا ( فارسى )

اعلاها و اكمل التحيات و اسناها انه قال ( كساد امتى عند فساد امتى الا من تمسك بسنتى عند فساد امتى فله اجر مائة الف شهيد ) صدق رسول اللَّه رسول كونين پيشواى ثقلين خاص الخاص لعمرك مشرف تشريف لولاك افصح « 1 » انا افصح العرب و العجم پيشواى آدم و من دونه تحت لوائى يوم القيمة و لا فخر الفقر فخرى چنين مىفرمايد كه كساد امت من بهنگام فساد امت من باشد يعنى هيچ نبى نيست بعد از من كه او « 2 » تفضيل يابد « 3 » بر امت من چنانك امت من تفضيل يافت بر امت عيسى و بر امت موسى و هيچ دينى نيست كه دين مرا منسوخ كند و كاسد كند چنانك دين من دين « 4 » ما تقدم را منسوخ كرد گفتند يا رسول اللَّه امت تو بچه كاسد شوند فرمود صلّى اللّه عليه و سلم چون امت من فساد آغاز كنند اين شرفى كه يافته‌اند و اين خلعت اطلس تقوى كه پوشيده‌اند كه در كونين تابانست كه ( وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ ) چون دود معصيت برآيد آن خلعت اطلس آسمانى را و آن تشريف ديباى زيباى محمدى را كه پوشيده‌اند متغير گردانند و دودآلود كنند و كاسد « 5 » . گفتند يا رسول اللَّه چون چنين شود و كاسد گردد « 6 » و از دود معصيت بىقدر و قيمت شود « 7 » مشترى ( إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ ) خريدارى نكند و كالهء اعمال كاسدشدهء ايشان را نخرد و بهاى ( لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ ) ندهد بىبرگ و كاسد بمانند فرياد مىكنند « 8 » شعر مثلث هست در سراى غرور * مثل يخ‌فروش نيشابور در تموز آن يخك نهاده بپيش * كس خريدار نى و او درويش يخ گدازان‌شده ز گرمى مرد « 9 » * با دل دردناك و با دم سرد اين همىگفت و اشك مىباريد * كه بسى مان نماند و كس نخريد

--> ( 1 ) - فصيح ( 2 ) - كه امت او نسخه ( 3 ) - يابند ( 4 ) - دينهاى نسخه ( 5 ) - و كاسد شود نسخه ( 6 ) - چنين دودآلود و كاسد شود ( 7 ) - بىقيمت و قدر گردد نسخه ( 8 ) - فرياد كنند ( 9 ) - و مرد